۰۸ اسفند ۰۴ ، ۱۱:۲۶
سعد محمد
اکنون خوش و خوشحالم!
نه دل به کسی بستهام و
نه کسی به من دلبسته...
و یکریز مشغول تکاندن تنهایی
از شانههای عمرم هستم.
آنچنان هم غرق تماشای غروبها شدهام
که خودم هم
یواش یواش در حال غروب کردنم.
شاعر: سعد محمد (به کُردی: سەعد موحەممەد)
مترجم: زانا کوردستانی
۰۴/۱۲/۰۸