مسعود دیانی
زندهیاد حجتالاسلام "مسعود دیانی"، شاعر، منتقد، روحانی پژوهشگر حوزهی اندیشه، معاون پیشین شعر و ادبیات داستانی خانهی کتاب و ادبیات ایران بود.
مسعود دیانی
زندهیاد حجتالاسلام "مسعود دیانی"، شاعر، منتقد، روحانی پژوهشگر حوزهی اندیشه، معاون پیشین شعر و ادبیات داستانی خانهی کتاب و ادبیات ایران که در سوابقش، سردبیری مجلهی «الفیا» و مجری ـ کارشناسی برنامهی «سوره» در شبکه چهارم سیما به چشم میخورد.
او ابتدا با اجرای برنامهی «شب روایت»، از مجموعه برنامههای شبهای هنر شبکه چهار دیده شد. سپس خیلی زود در قاب برنامه «سوره» دیده شد که با موضوع دین و به شکل مصاحبه محور (تاک شو) روی آنتن شبکه چهار میرفت.
دیانی، دانشآموختهی حوزهی علمیه بود و در عین حال تا ردهی دکتری دینپژوهی در دانشگاه نیز به تحصیل مشغول بود.
وی که زادهی سال ۱۳۶۰ خوشیدی، در اصفهان بود، سحرگاه پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، پس از تحمل یک دورهی سخت و جانکاه بیماری سرطان، دار فانی را وداع گفت.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونهی شعر:
(۱)
از کولههای کهنه غذا در میآوریم
خب! راستش ادای تو را در میآوریم
در روزهای سرد و کسل، کنج عافیت
شمشیر از غلاف خدا در میآوریم
ما بینماز ماندهترینها، سر نماز
خود را به شکل مرد گدا در میآوریم
انگشتر عقیق تو را در میآوریم
اشک تو را اگر چه جدا در میآوریم
این شور و شوق و شعر و شعاری که بین ماست
از جور بازی است، ادا در میآوریم
در بین خطبههای تو شمشیر میکشیم
در موسم جهاد عصا در میآوریم
گیسو به خون خضابیٍ محرابِ عدل و داد!
ما نیز کیسههای حنا در میآوریم
کشکول و تیغ و نام تو در قهوهخانهها
در خلسهها دلی ز عزا در میآوریم
با ذکر "یا علی مددی" دست میدهیم
دستی که سرد پیش برادر میآوریم
صبر و سکوت و بغض تو مولا شکستنی است
ما عاقبت صدای تو را در میآوریم.
(۲)
خاکتان میکنند با زحمت، خاک یعنی که خاک بر سرتان
مردههای غریبهی گمنام! چه شده ضجههای مادرتان؟!
آن طرفتر بهشت زهرا بود، این طرفتر جهنم مولا
این جنازه لحاف ملّا نیست! مرگ ملّای خواب پرورتان
خواب دیدم ستارهها بر دوش، شیر سرخ ستاره میدوشید
خواب دیدم که سخت میجوشید، خون خورشید در سماورتان
شهدا مهرههای سوختهاند، که به کار شما نمیآیند
دسته دسته جوان شطرنجی، میرسد در صفوف لشگرتان
خواهرم! ساده است چیزی نیست، مثل گیسوی توست در دل باد
بگذارید خاک کنند! همین! پیکر بیسر برادرتان
گنج پنهان خاکها این است، جگر چاکچاکها این است
چارهی بیپلاکها این است، که بپوسند در برابرتان
شهدا! مهرههای سوختهام! شاعرم! لیک خودفروختهام!
شاید این شعر مدرکی باشد، که شود ننگهام باورتان.
(۳)
روی برگه نوشت قالیباف، دخترک گرچه بوریاباف است
چشمهای سیاه و مرمریاش، بغض سنگ است و باز شفاف است
پیش فرمانده رفت مادر پیر، حاج محسن بیا و کاری کن!
یکی از بچهها شهید شده، آن یکی چند سال علاف است!
عطر پیراهنش رها در باد، روزنامه مچاله در دستش
باور فقر چشم ماتش نیست، پول این روزنامه اسراف است
توسعه – علم – حزب – آزادی، در تلاقی تیترهای سیاه
بحث شد بین او راننده، دخترک! سادهای! فقط لاف است!
خرد شد ذره ذره امیدش، حرفهای سخیف و تکراری
چقدر پیرمرد بیادب است!؟ چقدر پیرمرد حرّاف است!؟
پسرک پوزخند تلخی زد، این هم از انقلابتان بابا!
شکم مایهدارها سیر است، دهن پا برهنهها صاف است!
سرفه و خسخس پدر آنگاه، چشمهای شکفته بر دیوار
عکس آقا، امام، یک جمله: انقلاب شما از الطاف است
روی موهای نوجوان لغزید، دستهای پدر که مصنوعیست
حرف امروز خوشگل بابا، بیش از اندازه دور از انصاف است
پسرم! بر چکاد شانهی تو، چشمهی آفتاب میجوشد
آنک آنک خروش نسل شما، در تکاپوی سرخ اهداف است
پسرم! مثل ما فریب نخور! گول زهد فلان خطیب نخور!
رشته رشته به غرب بسته شده، ریشهایی که تا سر ناف است
قصهی میخها و قایقها، انقلابیترین منافقها
دشمن تو همیشه بیرون نیست، چشم وا کن ببین در اطراف است
گاه حتی بلندی قرآن، خدعهی آخر معاویه است
گاه حتی بت بزرگ هبل، مصحف چاپ حج و اوقاف است
...
وقت شام است، بحث را تمام کنید! جانمی جان! غذای مامانی
گرچه این سفرهها ز گوشت تهی ست، قرمه سبزی هنوز با قاف است.
گردآوری و نگارش:
#زانا_کوردستانی
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
سرچشمهها
https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
https://eitaa.com/joinchat/964429140C60ae11ba90
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://eitaa.com/masjedkhoda
https://eitaa.com/mikhaneraha
https://eitaa.com/iranman1363
https://eitaa.com/rahaei1396
https://eitaa.com/leilaei1369
@Newsnetworkraha
www.hawzah.net/fa/Magazine/View/6437/9433/113387
www.zahed008.blogfa.com/post/44
www.isna.ir/news/1401121812918
www.isna.ir/amp/1401121813092
www.rashhe.blogfa.com/post/57
@Masouddayyani
و...